یک اصفهانی چایی میاره برای مهموناش ولی قند نمی یاره می گه به قند بالای یخچال نگاه کنید و چای بخورید یه بچه ای میرد تو بهر قنده اصفهانیه میزنه پشت کله پسره می گه: من گفتم چای با قند بخور نه چای شیرین

 


 

یه وزنه سنگین از بالای یه ساختمون می افته روی پای یه اصفهانی، اصفهانی داد میزنه:آخ! کفشم، اوخ

 


 

یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای‎ ‎نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب ‏می بره که پدره داد می زنه:‏‎ ‎خانوم بچه رو آب برد ‏‎ ‎دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن

 


 

اصفهانیه زنش دو قلو می زاد به دکتره میگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم

 


 

بچه یه اصفهانی شکم درد می گیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرون، میگه: عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در آوردیم. اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین حسابمون با هم قاطی نشه

 


 

اصفهانیه به پسرش میگه: برو برای ناهار از خونه همسایه دو تا نون بگیر، پسره میره و برمی‌گرده میگه: بابا همسایه نون نداد، اصفهانیه شاكی می‌شه و میگه: اه اه، خاك بر سر خسیسش كنن، برو از توی یخچال خودمون دوتا نون بیار

 


 

جشنواره فیلم های اصفهان:

۱- دو نفر با یه تخم مرغ

۲- تا حالا موز خوردی؟

۳- ده نفر زیر یک چتر

۴- من ترانه ۱۵ تومن دارم

۵- دیشب پیتزا خوردم آیدا

 


 

یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر سوار می کنه

 


 

اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش 

 


 

اصفهانی تف میکنه اب بدنش کم میشه

 


 

اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده

 


 

اصفهونیا رو از چهار تا چیز میشه شناخت: - همشون زیرشلواری آبی راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه می‌خورن به شیشه نگاه می‌كنن ببینن تا كجاش رفته - جلوی در وامیستن و به جای اینكه بگن بفرمایین تو، میگن حالا چرا نمیان تو؟ - بستنی لیوانی كه می‌خورن حتما درش رو می‌لیسن

 


 

یکی روز یکی از یک محله تو اصفهان می گذشته،می بینه یه دختر بچه اصفهانی گوشواره های طلا داره،می خواسته گولش بزنه و به بچه می گه دختر جون این گوشواره ها رو به من می دی؟ دختره می گه اگه صدای خر در بیاری بهت می دم یارو شروع می کنه به عرعر کردن و بعد می گه گوشواره ها رو بده دختره بهش می گه تو که خری می دونی اینها طلاست و من که ادمم طلا بهت نمی دم

 


 

یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 250تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 200 تومن - به اندازه 50 تومن دنده عقب برید

 


 

یه اصفهانیه به دوستش میگه : حسن خودکار داری . میگه نه جوهرش تموم شده . به اون یکی دوستش میگه : مجتبی مداد داری میگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانیه میگه ای بدبختا حالا باید از خودکار خودم استفاده کنم

 


با عرض معذرت از تمامی دوستان عزیز: اصفهانیه داشته تو خیابون میرفته كه یهو میبینه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نیاز به قضای حاجت داره! خلاصه یخورده اطراف چرخ میزنه تا آخر یك توالت عمومی پیدا میكنه. خوشحال و خندان میره تو كه یهو دم در یك مردك لندهور جلوشو میگیره، میگه: كجا عمو؟! اینجا توالتش ورودی داره، 200 تومن! اصفهانیه شاكی میشه، میگه: انصافتو شكر! یك ریدن دویست تومن؟! نمیخوام! خلاصه میاد بیرون، یكم دیگه چرخ میزنه میبینه نه اوضاع خیلی خرابه، برمیگرده، میگه: درك بیا اینم دویست تومن. یارو میگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودی جدید 500 تومنه! اصفهانیه تا فیهاخالدونش میسوزه، میگه: یعنی چی؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برینه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكی میاد بیرون، یكم راه میره، میبینه الانه كه وسط آدم و عالم برینه به خودش، زود بر میگرده، باحال زار یك پونصدی میده، میگه: بیا بابا اینم 500 تومن. باز صاب توالت یك ابرو میندازه بالا، میگه: تــُـچ! چون تو مضیقه‌ای ورودیت میشه هزار تومن! اصفهانیه كه دیگه عرق از بناگوشش سرازیر شده بوده، میگه: بابا سگ خور! بیا اینم هزار تومن، بزار برم برینم! خلاصه میره تو. مردك توالت‌چی(!) میبینه یك ربع گذشت، نیم ساعت گذشت، یك ساعت گذشت، آقا نیومد بیرون. میره در توالت رو باز میكنه، میبینه اصفهانیه با كمربند خودشو دار زده، یك یادداشت هم گذاشته كه: "كسی كه تو این گرونی فرق گوز و ان رو نمیفهمه فقط واسه مردن خوبه

 


 

یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه

 



یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه  

 


 

یه اصفهانی بعد 20 سال میره کفش بخره.وارد مغازه که شد به مغازه دار میگه: سلام-بازم اومدیم

 



 

یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می كنن. به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا رددون می كونم

 


 

یه روز یه اصفهانیه یه 25 تومنی رو تو دستش هی فشار میداده که دستش عرق میکنه بعد دستش رو باز میکنه به 25 تومنی میگه اگه تافردا هم گریه کنی خرجت نمیکنم

 


 

اصفهانیه داشت تو رودخونه ی زاینده رود غرق می شد .هر چی بهش گفتند: دستت رو بده نجاتت بدیم این کارو نمی  کرد.یکی از آشناهای اون فرد که میدونست اون مرد خسیسیه جلو رفت و گفت :دادا دست منو بگیر نمی خواد دستت رو به من بدی

 


 

یه اصفهانی میخواسته پول به كسی بده دستش می لرزید . گفتند زودباش چرا می لرزی ؟؟ میگه آخه میخوام پول بدم ، جون كه نمیخوام بدم كه یهو بدم

 


 

به اصفهانیه گفتند با لوستر  جمله بساز گفت‌ : دو تا دختر دارم یكی از یكی لوستر 


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1388    | توسط: احمدرضا    | طبقه بندی: جوک و لطیفه،     | نظرات()