جوکهای اصفهانی

اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه

 


 

اصفهانیه ایكس میخوره تاكسی دربست میگیره

 


 

یه اصفهانیه خونشون آتیش میگیره به آتش نشانی SMS میفرسته

 


 

 

یه روز اصفهانی در حال مردن بوده به دخترش میگه بابا تو اینجایی دختره میگه بله اینجام به پسرش میگه بابا تو هم اینجایی پسره میگه بله اینجام یكدفعه مرده داد می زنه پس چرا لامپ اون اتاق الكی روشنه ؟؟؟؟

 


 

یه روز یه فارسه. تركه. اصفهانیه می خواستند چای لیپتون بخورن.

 

 

فارسه فنجان رو نگه می داره و لیپتون را تو فنجان تكان می ده

 

 

تركه لیپتون را نگه می داره و فنجان را تكان می ده

 

 

اصفهانیه لیپتون را به دورفنجان می ماله

 


اصفهانیه یه پوسته موز میبینه میشینه کنار موزه.

 

میگن: چرا اینجا نشستی؟

 

میگه: آخه میخوام فکر کنند من این موزو خوردم

 


 

اصفهانی رو میخوان زجر بدند، میبندنش به تیر برق و بهش میگن: کوچه اونطرفی شام میدن

 


 

یك روز ی یك اصفهانی موز می خوره پوستشو میذاره تو دفترچه خاطرات

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1388    | توسط: احمدرضا    | طبقه بندی: جوک و لطیفه،     | نظرات()